حسين قرچانلو
320
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
فصل چهارم آسياى صغير ، شهرهاى مرزى جزيره و شام مسلمانان ، روم شرقى را بهطور كلى روم يا بيزانس مىگفتند . اطلاق كلمه رومى در قرون اوليه اسلامى به معناى نصرانى بود ، خواه اين افراد يونانى و خواه از ملتهاى لاتيننژاد بودند . معمولا از بردگان و موالى رومى و اروپايى به حمراء ( يا احمر ) تعبير مىكردند . مسلمانان ، مديترانه را نيز بحر الروم مىخواندند و رفتهرفته بلاد روم به روم اختصار يافت و كلمهء روم نيز بر كشورهاى مسيحى كه مجاور و همسايهء كشورهاى اسلامى بودند ، اطلاق شد ؛ بنابراين اعراب مسلمان ، سرزمين پهناور آسياى صغير را كه در اواخر قرن پنجم هجرى قمرى با استيلاى سلاجقهء روم به دست مسلمانان افتاد روم ناميدند . حدود بلاد اسلامى و روم در زمان امويان و عباسيان ، حتى تا يك قرن و نيم پيش از آنكه هجوم خانمانسوز مغول حكومت عباسيان را براندازد ، از دو سلسله جبال طوروس و آنتى طوروس تشكيل مىشد . اين مرزها را خطى طولانى از سنگرها و دژها تعيين و حمايت مىكرد . اين دژها را كه مسلمانان عرب ثغور ( جمع ثغر و به معناى مرز ) مىناميدند از ملطيه در ساحل فرات بالا آغاز مىشد و تا طرسوس نزديك ساحل مديترانه امتداد داشت . اين سنگرها و دژها گاهى در تصرف روميان و زمانى در تصرف مسلمانان بود . در حقيقت ميان آنها دستبهدست مىگشت . اين مرزها به دو قسمت تقسيم مىشد : قسمت شمالشرقى و مجاور سرزمين جزيره ، كه از جزيره حراست مىكرد ، ثغور جزيره خوانده مىشد ؛ و قسمت شمال غربى و مجاور سرزمين شام ، كه از شام حراست مىكرد ،